ﺗﺨﻤﻴﻦ جریان‌های ﻧﻘﺪی
زمان مطالعه 3 دقیقه
انتشار ۸ دی ۱۳۹۹
تعداد بازدید 439
سطح حرفه ای

ﺗﺨﻤﻴﻦ جریان‌های ﻧﻘﺪی

ارزش دارایی‌ها به ﻣﻴﺰان ﻇﺮﻓﻴﺖ اﻳﺠﺎد جریان‌های ﻧﻘﺪی بستگی دارد. ﻫﻨﮕﺎم ارزﺷﻴﺎبی ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻳﺪ جریان‌های ﻧﻘﺪی را ﭘﺲ از ﻛﺴﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت و ﭘﻴﺶ از ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪهی و سرمایه‌گذاری‌های ﻻزم ﺑﺮای رﺷﺪ در آﻳﻨﺪه ﺑﺮآورد ﻛﺮد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ارزﺷﻴﺎبی ﺣﻘﻮق ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم، جریان‌های ﻧﻘﺪی ﺷﺮﻛﺖ ﭘﺲ از ﻛﺴﺮ بازپرداخت بدهی‌ها محاسبه می‌شوند.

 ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺻلی ﺑﺮای ﺗﺨﻤﻴﻦ جریان‌های ﻧﻘﺪی طی می‌شود. در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول ﺳﻮد ﻧﺎشی از سرمایه‌گذاری‌های ﻣﻮﺟﻮد ﺗﺨﻤﻴﻦ زده می‌شود. در ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم درآﻣﺪﻫای ﻣﺸﻤﻮل ﻣﺎﻟﻴﺎت ﺷﻨﺎﺳﺎیی و ﻣﺎﻟﻴﺎت ﭘﺮداﺧتی ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ می‌شود و در مرحله آﺧﺮ ﻧﻴﺰ سرمایه‌گذاری مورد نیاز ﺑﺮاي رﺷﺪ آﻳﻨﺪه ﺑﺮآورد می‌شود. در ادامه در خصوص پارامترهای تاثیرگذار بر تخمین جریان‌های نقدی توضیحاتی ارائه می‌شود.

ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت

ﺑﺮآورد ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت بستگی به‌ نظام ﻣﺎﻟﻴﺎتی و ﻗﻮاﻧﻴنی دارد ﻛـﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﺎﻟﻴﺎت ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻳﺎ تخفیف‌های ﻣﺎﻟﻴﺎتی می‌شود. ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت را می‌توان از صورت‌های ﻣﺎلی ﺷﺮﻛﺖ براساس ﻣﻌﺎدﻟﻪ زﻳﺮ به دست آورد:

درآﻣﺪﻫﺎی ﻣﺸﻤﻮل ﻣﺎﻟﻴﺎت/ ﻣﺎﻟﻴﺎت ﭘﺮداﺧتی = ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت مؤثر

در ﺑﺴﻴﺎری از ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت مؤثر ﺑﺎ ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت ﻧﻬﺎیی ﺗﻔﺎوت دارد. ﺑﺴﻴﺎری از تحلیلگران ﺑﺮای ارزﺷﻴﺎبی ﺳﻬﺎم از ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت ﻧﻬﺎیی اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند. ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎت ﻧﻬﺎیی ﺑﻪ ﻧﺮخ ﻣﺎﻟﻴﺎتی ﮔﻔﺘﻪ می‌شود ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻪ آﺧﺮﻳﻦ ﻣﺒﻠﻎ ریالی درآﻣﺪﻫﺎﻳﺶ می‌پردازد.

سرمایه‌گذاری ﺟﺪﻳﺪ مورد نیاز

جریان‌های ﻧﻘﺪي ﺷﺮﻛﺖ ﭘﺲ از ﻛﺴﺮ سرمایه‌گذاری ﻣﺠﺪد مورد نیاز ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ می‌شوند. سرمایه‌گذاری‌های ﻣﺠﺪد مورد نیاز را می‌توان ﺑـﻪ دو ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮد: ﮔﺮوه اول ﺧﺎﻟﺺ ﻣﺨﺎرج سرمایه‌ای (ﺧﺮﻳﺪ داراﻳﻲ ﺛﺎﺑﺖ) ﻳﺎ هرگونه دارایی ﺟﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ می‌افزاید و از ﺗﻔﺎوت ﻛﻞ ﻣﺨﺎرج سرمایه‌ای (ﺧﺮﻳﺪ دارایی ﺛﺎﺑﺖ) و اﺳﺘﻬﻼك به دست می‌آید. گروه دوم سرمایه در گردش غیر نقدی است.

ﺧﺎﻟﺺ ﻣﺨﺎرج سرمایه‌ای (ﺧﺮﻳﺪ داراﻳﻲ ﺛﺎﺑﺖ)

ﺑﺮای ﺑﺮآورد ﻣﺨﺎرج سرمایه‌ای‌ (ﺧﺮﻳﺪ داراﻳﻲ ﺛﺎﺑﺖ) ﻣﻌﻤﻮﻻً اﺳﺘﻬﻼك را از ﺑﻬﺎی ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺴﺮ می‌کنیم. استهلاک ﻳﻚ ﺟﺮﻳﺎن ورودی ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ، زﻳﺮا هزینه‌ای ﺷﻨﺎﺳﺎیی می‌شود ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﺎﻟﻴﺎت می‌شود. ﻣﻌﻤﻮﻻً اﻃﻼﻋﺎت اﺳﺘﻬﻼك و ﺑﻬﺎی ﺧﺮﻳﺪ داراﻳﻲ ﺛﺎﺑﺖ به‌راحتی در آﺧﺮﻳﻦ صورت‌های ﻣﺎلی ﺷﺮﻛﺖ اﻓﺸﺎ می‌شود، اما پیش‌بینی بهای خرید دارایی ثابت پیچیده است.

سرمایه در گردش

دوﻣﻴﻦ ﻋﻨﺼﺮ سرمایه‌گذاری ﻣﺠﺪد، وﺟﻮهی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در گردش مورد نیاز اﺳﺘﻔﺎده می‌شود. اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ارﺗﺒﺎط ﻋﻤﻴقی با نقدینگی ﺷﺮﻛﺖ دارد و ﺑﺎﻋﺚ می‌شود ﻛﻪ جریان‌های ﻧﻘﺪی ﻣﻨفی ﺷﻮد. ﻛﺎﻫﺶ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﺑﺎﻋﺚ می‌شود ﻛﻪ ﻧﻘﺪﻳﻨگی ﺑﻴﺸﺘﺮی در ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﻳﺎن آﻳﺪ و جریان‌های نقدی مثبت شود.

ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش را ﺗﻔﺎوت دارایی‌های ﺟﺎری و بدهی‌های ﺟﺎری ﺗﻌﺮﻳﻒ می‌کنند. ﻫﻨﮕﺎم ارزﺷﻴﺎبی ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻌﻴﺎر اندازه‌گیری ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﺑﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻮق ﺗﻔﺎوت دارد و ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻌﺪﻳﻼتی را اﻧﺠﺎم دﻫﻴﻢ.

نکته آن که ﺑﺮاي ارزﺷﻴﺎبی ﺷﺮﻛﺖ، وﺟﻪ ﻧﻘﺪ و سرمایه‌گذاری‌های ﺳﺮﻳﻊ اﻟﻤﻌﺎﻣﻠﻪ‌ (ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺷﺒﻪ ﻧﻘﺪ) را از دارایی ﺟﺎری ﺧﺎرج می‌کنیم. ﻣﻌﻤﻮﻻً شرکت‌ها ﻣﺒﺎﻟﻎ زﻳﺎدی اوراق ﻣﺸﺎرﻛﺖ، سپرده‌های کوتاه‌مدت ﺑﺎﻧﻜﻲ و سرمایه‌گذاری‌های ﺳﺮﻳﻊ اﻟﻤﻌﺎﻣﻠﻪ در ﺗرازﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮد دارﻧﺪ.

اﮔﺮ اﻳﻦ وﺟﻮه ﺑﺮای ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻧﻘﺪﻳﻨگی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد ﺑﺎﻳﺪ به‌عنوان ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﺗﻠﻘﻲ شود؛ ﻳﻌﻨﻲ اﮔﺮ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺿﻌﻒ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﻜﻲ ﻣﻴﺰان وﺟﻪ ﻧﻘﺪ ﻣﺎزادی در حساب‌ها ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺎﺷﺪ، اﻳﻦ ﻣﻘﺪار «وﺟﻪ ﻧﻘﺪ»، ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش اﺳﺖ، اﻣﺎ اﮔﺮ وﺟﻮه ﺑﺮای اﻧﻌﻄﺎف ﻣﺎلی و ﺣتی ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻮد ﺑﺎﻧکی در حساب‌ها ﻧﮕﻬﺪاری ﺷﻮد، ﺑﺎﻳﺪ از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در گردش ﺧﺎرج ﺷﻮد.

و نکته‌ی دیگر، ﺑﺮای ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﺑﺎﻳﺪ آن ﮔﺮوه از بدهی‌ها ﻛﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺎﻟﻲ دارﻧﺪ‌ (بدهی‌های کوتاه‌مدت ﻳﺎ اﺳﻨﺎد ﭘﺮداﺧﺘنی) را از بدهی‌های ﺟﺎری ﺧﺎرج کنیم. ﻫﺰﻳﻨﻪ اﻳﻦ بدهی‌ها ﻫﻨﮕﺎم ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﻧﺮخ ﺗﻨﺰﻳﻞ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ می‌شود و ﺑﺎﻳﺪ از ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﺠﺪد آن ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻛﺮد.

Amir dejman کارشناس بازار سرمایه
guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments