الگوی مستطیل صعودی و نزولی؛ نحوه تشخیص و کاربرد آن در تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل صعودی و نزولی؛ نحوه تشخیص و کاربرد آن در تحلیل تکنیکال
زمان مطالعه: 11 دقیقه
انتشار ۴ اسفند ۱۴۰۴
سطح مبتدی

تحلیل تکنیکال ابزاری کاربردی برای بررسی رفتار قیمتی سهام و شناسایی فرصت‌های معاملاتی به شمار می‌رود. با تحلیل نمودارها و الگوهای قیمتی، معامله‌گران می‌توانند روند آینده سهم را پیش‌بینی کرده و تصمیم‌های خرید و فروش بهینه‌تری اتخاذ کنند.

یکی از مهم‌ترین الگوهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال، الگوی مستطیل است. این الگو به‌عنوان یک الگوی ادامه‌دهنده، نشان‌دهنده‌ی تثبیت قیمت در محدوده‌ای بین سطوح حمایت و مقاومت محسوب می‌شود. با شناسایی صحیح الگوی مستطیل، معامله‌گران قادر خواهند بود نقاط ورود و خروج مناسب را تعیین کرده و ادامه‌ی روند قیمت را با دقت بیشتری پیش‌بینی کنند. در ادامه، به بررسی کامل این الگو و روش‌های تشخیص و کاربرد آن در معاملات می‌پردازیم.

الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل یکی از مهم‌ترین الگوهای ادامه‌دهنده در تحلیل تکنیکال است و دوره‌ای از تثبیت نسبی قیمت را نشان می‌دهد. در این الگو، قیمت در محدوده‌ای میان دو سطح افقی مشخص (حمایت و مقاومت) حرکت می‌کند.

این الگو نشان‌دهنده تعادل موقت میان عرضه و تقاضا است؛ به‌گونه‌ای که قدرت خریداران و فروشندگان تقریباً برابر بوده و قیمت از محدوده حمایت و مقاومت فراتر نمی‌رود. در این دوره، حجم معاملات معمولاً کاهش یافته و بازار وارد مرحله‌ی تثبیت می‌شود؛ مرحله‌ای که فرصتی مناسب برای ارزیابی شرایط بازار و برنامه‌ریزی معاملاتی فراهم می‌کند.

با عبور قیمت از یکی از سطوح حمایت یا مقاومت، الگو تکمیل شده و معمولاً قیمت با قدرت و سرعت بیشتری در جهت شکست حرکت می‌کند. مدت‌زمان تشکیل الگو و تعداد دفعات برخورد قیمت با سطوح کلیدی می‌تواند معیاری برای برآورد شدت حرکت پس از شکست باشد. همچنین، افزایش حجم معاملات در لحظه‌ی شکست نشانه‌ای از اعتبار بیشتر الگو تلقی می‌شود.

انواع الگوهای مستطیل

الگوی مستطیل می‌تواند در روندهای صعودی و نزولی ظاهر شود و بسته به جهت حرکت غالب بازار، نشانه‌ای برای ادامه روند یا تغییر مسیر قیمت محسوب می‌شود. شناسایی صحیح این الگو به معامله‌گران کمک می‌کند تا:

  • نقاط ورود و خروج بهینه را تعیین کنند.
  • ریسک معاملات خود را کاهش دهند.
  •  فرصت‌های سودآوری بالقوه را بهتر شناسایی کنند.

با توجه به جهت روند و رفتار بازار، این الگو به دو نوع اصلی تقسیم می‌شود:

۱- الگوی مستطیل صعودی

الگوی مستطیل صعودی معمولاً در جریان یک روند صعودی قدرتمند شکل می‌گیرد. این الگو نشان‌دهنده‌ی دوره‌ای از تثبیت قیمت پس از رشد اولیه سهم است؛ دوره‌ای که در آن، قیمت میان دو سطح افقی حمایت و مقاومت در نوسان قرار دارد.

در این مرحله، تعادلی موقت میان خریداران و فروشندگان برقرار می‌شود. خریداران برای حفظ روند صعودی  تلاش می‌کنند و معمولاً با غلبه بر فشار فروش، قیمت از سطح مقاومت عبور می‌کند.

شکست مقاومت معمولاً با افزایش حجم معاملات و شتاب حرکت قیمت همراه است و نشان‌دهنده‌ی ادامه روند صعودی است. پس از شکست، قیمت اغلب به اندازه‌ی ارتفاع الگو یا بیشتر رشد می‌کند.

الگوی مستطیل صعودی بیشتر در بازارهای گاوی مشاهده می‌شود و به معامله‌گران کمک می‌کند تا پوزیشن‌های خرید مناسب را با اطمینان بیشتری باز کنند و ریسک معاملات خود را کاهش دهند.

 الگوی مستطیل صعودی

انواع الگوی مستطیل صعودی

 الگوی مستطیل صعودی در برگشت روند: این الگو پس از یک روند نزولی در نمودار ظاهر می‌شود و معمولاً در کف قیمتی شکل می‌گیرد. شکست مقاومت الگو نشان‌دهنده‌ی تغییر جهت بازار و آغاز روند صعودی جدید است. استفاده از این الگو در پایان روند نزولی نیازمند تجربه و بررسی ابزارهای تحلیلی مکمل برای تایید شکست معتبر است.

 الگوی مستطیل صعودی ادامه‌دهنده: این نوع الگو در میانه روند صعودی شکل می‌گیرد و نشان‌دهنده‌ی توقف موقت قیمت پیش از ادامه حرکت افزایشی است. معامله‌گران از این الگو برای تأیید ادامه روند و تعیین نقاط ورود مناسب به پوزیشن خرید استفاده می‌کنند.

۲- الگوی مستطیل نزولی

در الگوی مستطیل نزولی معمولاً در جریان یک روند نزولی قدرتمند شکل می‌گیرد. پس از کاهش اولیه قیمت، بازار وارد دوره تثبیت موقت می‌شود و قیمت بین خطوط حمایت و مقاومت در نوسان قرار دارد.

در این فاز، تعادل موقت میان عرضه و تقاضا برقرار است. فروشندگان غالب هستند و با غلبه بر فشار خرید، قیمت از سطح حمایت عبور کرده و روند نزولی ادامه می‌یابد.

شکست حمایت معمولاً با افزایش حجم معاملات و شتاب نزولی قیمت همراه است و به معامله‌گران نشان می‌دهد که ادامه روند نزولی محتمل است. پس از شکست، قیمت غالباً حداقل به اندازه‌ی ارتفاع الگو کاهش می‌یابد.

این الگو بیشتر در بازارهای خرسی دیده می‌شود و از دید تحلیل‌گران تکنیکال، ابزاری مؤثر برای شناسایی ادامه روند نزولی و مدیریت ریسک معاملات فروش است.

نحوه معامله با الگوی مستطیل 

الگوی مستطیل یکی از الگوهای ادامه‌دهنده در تحلیل تکنیکال است که می‌تواند راهنمای خوبی برای تعیین نقاط ورود و خروج در معاملات باشد. برای استفاده از این الگو در معاملات، می‌توان مراحل زیر را دنبال کرد:

۱. شناسایی الگو

  • حداقل دو کف و دو سقف افقی برای تأیید شکل‌گیری الگو لازم است.
  • برخورد قیمت با خطوط حمایت و مقاومت نشان‌دهنده محدوده تثبیت قیمت و تعادل موقت بین خریداران و فروشندگان است.
  • هنگام نوسان قیمت داخل محدوده مستطیل، حجم معاملات کاهش می‌یابد زیرا بازار در حالت انتظار است.
  • با شکست معتبر قیمت از محدوده مستطیل (به بالا یا پایین)، حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند و روند جدید آغاز می‌شود.

۲. تعیین نقطه شکست

پس از شناسایی الگو، باید نقطه‌ای که قیمت از محدوده مستطیل خارج می‌شود را پیدا کنید:

  • در مستطیل صعودی، نقطه شکست معمولاً در سطح مقاومت قرار دارد. با عبور قیمت از مقاومت، روند صعودی ادامه پیدا می‌کند.
  • در مستطیل نزولی، نقطه شکست در سطح حمایت است و با شکستن این سطح، روند نزولی ادامه می‌یابد.

۳. ورود به معامله

ابتدا باید بررسی کرد که شکست در همان جهت روند اصلی رخ داده است یا خیر.

  • مستطیل صعودی: عبور قیمت از مقاومت بالایی، فرصت ورود به معامله خرید (لانگ) را نشان می‌دهد.
  • مستطیل نزولی: عبور قیمت از حمایت پایینی، فرصت ورود به معامله فروش (شورت) را فراهم می‌کند.

در هر دو حالت، بهتر است ورود دقیقاً بعد از بسته‌شدن کندل تأییدشده شکست انجام شود تا از ورود زودهنگام و شکست‌های کاذب جلوگیری شود.

۴. تعیین حد ضرر

حد ضرر (Stop Loss) یکی از اصول حیاتی مدیریت ریسک است و از به خطر افتادن سرمایه در صورت برگشت قیمت جلوگیری می‌کند. در الگوی مستطیل، حد ضرر معمولاً با استفاده از ارتفاع الگو تعیین می‌شود. پس از شکستن خطوط حمایت یا مقاومت، حد ضرر در میان فاصله بین این خطوط قرار می‌گیرد تا از بسته شدن زودهنگام معامله به دلیل نوسانات کوتاه‌مدت جلوگیری شود.

  • مستطیل صعودی: حد ضرر کمی پایین‌تر از مقاومت شکسته‌شده قرار می‌گیرد.
  • مستطیل نزولی: حد ضرر کمی بالاتر از حمایت شکسته‌شده تعیین می‌شود.

به طور کلی، می‌توان نصف ارتفاع مستطیل را نیز به عنوان حد ضرر در نظر گرفت تا تعادل مناسبی بین ریسک و سود احتمالی حفظ شود.

۵. تعیین حد سود

پس از ورود به معامله، تعیین حد سود (Take Profit) اهمیت زیادی دارد تا در زمان رسیدن قیمت به هدف، سود معامله ذخیره شود. در الگوی مستطیل، حداقل هدف قیمتی معمولاً برابر با ارتفاع الگو، یعنی فاصله بین سطوح حمایت و مقاومت است.

روش تعیین حد سود به این شکل است:

  • مستطیل صعودی: حد سود به اندازه ارتفاع مستطیل از نقطه شکست به سمت بالا تعیین می‌شود.
  • مستطیل نزولی: حد سود به اندازه ارتفاع مستطیل از نقطه شکست به سمت پایین تعیین می‌شود.

این روش معمولاً نسبت ریسک به ریوارد حدود ۱:۲ ایجاد می‌کند، به این معنی که سود بالقوه تقریباً دو برابر ریسک معامله است و برای مدیریت منطقی معاملات مناسب است.

اندیکاتورهای کاربردی برای تحلیل الگوی مستطیل

میانگین متحرک (Moving Average)
میانگین متحرک ساده (SMA) و نمایی (EMA) روند کلی قیمت را نشان می‌دهند. زمانی که قیمت بالای میانگین متحرک قرار دارد، روند صعودی و زمانی که پایین‌تر  است، روند نزولی غالب است.

شاخص قدرت نسبی
RSI میزان اشباع خرید و فروش را اندازه‌گیری می‌کند. عدد بالای ۷۰ نشان‌دهنده اشباع خرید و احتمال اصلاح قیمت به سمت پایین و عدد زیر ۳۰ بیانگر اشباع فروش و احتمال افزایش قیمت است.

اندیکاتور MACD
MACD با استفاده از دو میانگین متحرک، تغییر روند و شتاب قیمت را نشان می‌دهد. تقاطع خطوط MACD و خط سیگنال می‌تواند شکست‌های الگوی مستطیل را تایید کند.

حجم معاملات (Volume)
افزایش حجم در زمان عبور قیمت از سطوح حمایت یا مقاومت، قدرت شکست را نشان می‌دهد و اعتبار حرکت قیمت در جهت شکست را تأیید می‌کند.

تفاوت الگوی پرچم و مستطیل 

الگوی مستطیل نشان‌دهنده نوسانات قیمت در یک محدوده مشخص بین خطوط حمایت و مقاومت است و معمولاً برای دوره‌های طولانی‌تر تثبیت قیمت شکل می‌گیرد. در این الگو، قیمت به طور مکرر بین دو سطح مشخص حرکت می‌کند و معامله‌گران آن را به عنوان نشانه‌ای از تعادل موقت عرضه و تقاضا می‌شناسند.

در مقابل، الگوی پرچم پس از یک حرکت قوی صعودی یا نزولی ایجاد می‌شود و یک توقف کوتاه‌مدت در مسیر روند اصلی را نشان می‌دهد. این الگو معمولاً به صورت مستطیلی متمایل به بالا یا پایین ظاهر می‌شود و صرفاً یک نشانه موقت از تثبیت قیمت قبل از ادامه حرکت اصلی به شمار می‌رود.

به عبارت دیگر، مستطیل نمایانگر تثبیت طولانی‌مدت در یک محدوده است، در حالی که پرچم، نشانه کوتاه‌مدت توقف و ادامه روند محسوب می‌شود.

مزایا و معایب استفاده از الگوی مستطیل

مزایا 

۱- سادگی و شفافیت: این الگوی به راحتی قابل شناسایی و رسم است و حتی برای معامله‌گران مبتدی نیز کاربردی است.

۲- کاربرد در تمامی بازارها: الگوی مستطیل در بازارهای مختلف مانند سهام، فارکس، ارزهای دیجیتال و کالاها قابل استفاده است و رفتار مشابه قیمت‌ها در این بازارها، آن را به ابزاری قابل اعتماد تبدیل کرده است.

۳-  دریافت سیگنال‌های خرید و فروش: شکست مقاومت در الگوی صعودی سیگنال خرید و شکست حمایت در الگوی نزولی سیگنال فروش ایجاد می‌کند. این ویژگی امکان تصمیم‌گیری سریع و هوشمندانه را فراهم می‌سازد.

۴-مدیریت ریسک و محدود کردن زیان: با ترکیب الگوی مستطیل و تعیین حد ضرر، معامله‌گران می‌توانند ریسک معاملات را محدود کنند. برای مثال در پوزیشن خرید، حد ضرر کمی پایین‌تر از حمایت و در پوزیشن فروش کمی بالاتر از مقاومت قرار می‌گیرد.

۵-درک جو بازار: نوع شکست در این الگو وضعیت بازار را نشان می‌دهد: شکست به سمت بالا، نشان‌دهنده جو مثبت و شکست به سمت پایین، نشان‌دهنده جو منفی بازار است.

معایب 

۱- شکست نامعتبر:  گاهی شکست در الگوی مستطیل اعتبار ندارد و قیمت برخلاف پیش‌بینی حرکت می‌کند. این حالت می‌تواند باعث سیگنال‌های اشتباه و زیان احتمالی شود.

۲-  نوسانات و عدم ثبات قیمت: قیمت در محدوده الگوی مستطیل ممکن است به طور مکرر در هر دو جهت بالا و پایین نوسان کند. این نوسانات می‌توانند باعث بسته شدن معاملات در ضرر شوند، حتی اگر سیگنال‌ها درست به نظر برسند.

۳- اطلاعات محدود از بازار: این الگو تصویر کامل بازار را ارائه نمی‌دهد و تنها رفتار قیمت در محدوده حمایت و مقاومت را نشان می‌دهد. برای تحلیل بهینه، لازم است عوامل بنیادی و سایر اندیکاتورها نیز در نظر گرفته شوند.

۴- عدم پیش‌بینی دقیق جهت شکست: یکی از ضعف‌های اصلی این الگو این است که جهت شکست قیمت قابل پیش‌بینی قطعی نیست. احتمال دارد قیمت به بالا یا پایین شکسته شود و همین موضوع ریسک معامله را افزایش می‌دهد.
برای استفاده موثر از الگوی مستطیل، رعایت چند نکته کلیدی اهمیت دارد. حجم معاملات نقش اصلی در تایید اعتبار شکست‌ها دارد و عبور قیمت از سطوح حمایت یا مقاومت همراه با افزایش حجم، قدرت روند را نشان می‌دهد. ترکیب این الگو با اندیکاتورهای تکنیکال مانند RSI، MACD یا باندهای بولینگر تحلیل دقیق‌تری از جهت حرکت احتمالی قیمت فراهم می‌کند.
صبر برای تأیید شکست، تعیین حد ضرر مناسب و برنامه‌ریزی هدف خروج با نسبت ریسک به ریوارد منطقی، پایه‌های مدیریت ریسک را تشکیل می‌دهند. همچنین، پرهیز از ورود قبل از شکست قطعی یا اعتماد به شکست‌های نامعتبر و اجتناب از تصمیم‌گیری شتاب‌زده، احتمال خطا و زیان را کاهش می‌دهد. به طور خلاصه، شناخت درست الگو، توجه به حجم و ابزارهای مکمل و رعایت استراتژی‌های مدیریت ریسک، کلید موفقیت در معامله با الگوی مستطیل است.

سوالات متداول

۱. الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی مستطیل یک الگوی ادامه‌دهنده است که دوره‌ای از تثبیت قیمت بین خطوط حمایت و مقاومت را نشان می‌دهد. این الگو بیانگر تعادل موقت میان عرضه و تقاضا بوده و با شکست قیمت از حمایت یا مقاومت، روند ادامه می‌یابد.

۲. الگوی مستطیل صعودی و نزولی چه تفاوتی دارند؟

مستطیل صعودی: معمولاً در جریان روند صعودی شکل می‌گیرد و شکست مقاومت نشان‌دهنده ادامه روند افزایشی است.
مستطیل نزولی: معمولاً در جریان روند نزولی شکل می‌گیرد و شکست حمایت نشان‌دهنده ادامه روند کاهشی است.

۳. مزایا و معایب استفاده از الگوی مستطیل چیست؟

مزایا: سادگی شناسایی، کاربرد در بازارهای مختلف، دریافت سیگنال خرید/فروش، مدیریت ریسک و درک جو بازار.
معایب: شکست‌های نامعتبر، نوسانات و عدم ثبات قیمت، اطلاعات محدود از بازار و عدم پیش‌بینی دقیق جهت شکست.

الهه نیازی کارشناس بازار سرمایه
Subscribe
Notify of
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments