نگاهی به وضعیت دو صنعت پتروشیمی و فلزات اساسی
در این برنامه، وضعیت صنایع پتروشیمی و فلزات اساسی که از مهمترین صنایع بازار سرمایه به شمار میروند، با توجه به تحولات و مسائل اخیر این دو صنعت، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
صنایع پتروشیمی و فلزات اساسی همواره از مهمترین ارکان اقتصاد ایران و بازار سرمایه بودهاند. این دو صنعت، علاوه بر سهم قابل توجه در ارزش بازار بورس، نقش کلیدی در صادرات غیرنفتی، تامین ارز کشور و زنجیره تولید صنایع دیگر دارند. با این حال، تحولات اخیر و آسیب به برخی زیرساختهای تولیدی، نگرانیهای تازهای درباره آینده این صنایع ایجاد کرده است.
در برنامه زنده «نگاهی به وضعیت دو صنعت پتروشیمی و فلزات اساسی»، شرایط اخیر این دو صنعت تاثیرگذار و شاخصساز با توجه به تحولات و اتفاقات اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. خلاصهای از مباحث مطرحشده در این برنامه را در ادامه میخوانید:
جایگاه صنعت پتروشیمی در اقتصاد ایران
صنعت پتروشیمی یکی از بزرگترین صنایع بازار سرمایه ایران به شمار میرود و با در نظر گرفتن هلدینگهای مرتبط، بیش از ۲۰ درصد ارزش بازار بورس را به خود اختصاص داده است. ساختار این صنعت در ایران عمدتاً بر پایه دسترسی به منابع گاز و نفت شکل گرفته و قطبهای اصلی آن در عسلویه و ماهشهر مستقر هستند.
بر اساس آمارهای ارائهشده، صنعت پتروشیمی ایران سالانه حدود ۱۶ میلیارد دلار خوراک مصرف میکند که بخش عمده آن از پالایشگاههای گاز و نفت تأمین میشود. این میزان خوراک در نهایت ارزشی حدود ۲۴ میلیارد دلار فروش ایجاد میکند؛ رقمی که نشاندهنده سهم بالای این صنعت در خلق ارزش افزوده است.
از کل فروش محصولات پتروشیمی، حدود ۱۳ میلیارد دلار مربوط به صادرات و ۱۱ میلیارد دلار مربوط به بازار داخلی است. محصولات صادراتی نیز طیف گستردهای از الپیجی، پلیاتیلن، متانول، اوره و سایر مشتقات پتروشیمی را شامل میشود. همین موضوع باعث شده صنعت پتروشیمی، علاوه بر نقش تولیدی، یکی از مهمترین منابع تأمین ارز کشور باشد.
جهش قیمت محصولات پتروشیمی
تحولات اخیر و تنشهای منطقهای، بازار جهانی محصولات پتروشیمی را با نوسانات جدی مواجه کرد. افزایش ریسک در خاورمیانه بهعنوان یکی از قطبهای اصلی تولید محصولات پتروشیمی، موجب رشد قابل توجه قیمت جهانی برخی کالاها شد.
در بازارهای جهانی، قیمت اوره از محدوده ۴۰۰ دلار به سطوح ۷۰۰ تا ۸۰۰ دلار رسید. متانول نیز از حدود ۲۵۰ دلار تا بالای ۴۰۰ دلار افزایش یافت. پلیاتیلنها نیز رشد چشمگیری را تجربه کردند و نرخ برخی گریدها از محدوده ۷۰۰ تا ۸۰۰ دلار به بیش از ۱۱۰۰ دلار رسید.
در بازار داخلی نیز کاهش عرضه برخی محصولات باعث شکلگیری رقابتهای سنگین در بورس کالا شد. محصولاتی مانند PVC، پلیپروپیلن و PET بطری، که پیش از بحران نیز با محدودیت عرضه مواجه بودند، رشدهای چندبرابری را تجربه کردند. برای مثال، قیمت برخی گریدهای PVC از حدود ۷۰ هزار تومان تا سطوح نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان افزایش یافت.
با وجود این رشد قیمتی، سیاستگذار همچنان بر تأمین نیاز داخل و فروش محصولات با نرخهای پایه پیش از بحران تأکید دارد؛ موضوعی که میتواند حاشیه سود برخی تولیدکنندگان را محدود کند.
چشمانداز صنعت پتروشیمی و بازگشت تدریجی تولید
یکی از مهمترین مسائل صنعت پتروشیمی در شرایط فعلی، وضعیت واحدهای یوتیلیتی و زیرساختهای تأمین برق و بخار است. با این حال، میتوان امیدوار بود که امکان تامین برق از شبکه سراسری و استفاده از ظرفیتهای داخلی مجتمعها بتواند زمینه بازگشت تدریجی برخی واحدها را فراهم کند. به همین دلیل، انتظار میرود تعدادی از پتروشیمیهای مستقر در عسلویه و ماهشهر در کوتاهمدت ولو با ظرفیت کمتر فعالیت خود را از سر بگیرند.
محصولاتی مانند پلیپروپیلن، PVC و PET نیز به دلیل اهمیت بالا در زنجیره تولید صنایع داخلی، احتمالاً در اولویت بازگشت به مدار تولید قرار خواهند گرفت. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که صنایع پاییندستی متعددی از جمله بستهبندی، صنایع غذایی، نساجی و خودروسازی به این محصولات وابسته هستند.
در مجموع، اگرچه صنعت پتروشیمی در کوتاهمدت با افت سودآوری و محدودیت تولید مواجه شده، اما این صنعت میتواند با گذر از شرایط فعلی، در سالهای آتی جایگاه خود را بهعنوان یک صنعت جذاب در بازار سرمایه حفظ کند.
صنعت فولاد و چالش افت حاشیه سود
صنعت فولاد نیز از مهمترین صنایع بازار سرمایه ایران محسوب میشود و حدود ۶.۵ درصد ارزش کل بورس را در اختیار دارد. ارزش بازار این صنعت به بیش از ۸۰۰ هزار میلیارد تومان میرسد و درآمد سالانه آن در چهار فصل اخیر حدود ۸۵۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.
با این حال، صنعت فولاد در سالهای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو بوده است؛ از جمله کاهش حاشیه سود، افت قیمتهای جهانی، محدودیت انرژی و افزایش هزینههای تولید. حاشیه سود شرکتهای فولادی که در سالهای گذشته در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد قرار داشت، به تدریج تا محدوده ۱۰ تا ۱۲ درصد کاهش یافته است.
یکی از مهمترین دلایل این افت، کاهش مزیت انرژی ارزان و افزایش تدریجی هزینههای تولید بوده است. همزمان، ضعف بازار جهانی کامودیتیها و محدودیتهای صادراتی نیز فشار مضاعفی بر سودآوری شرکتهای فولادی وارد کرده است.
اختلال در زنجیره فولاد و کمبود ورق
تحولات اخیر بیشترین اثر را بر بخش تولید اسلب و ورق فولادی گذاشته است؛ بخشی که وابستگی بالایی به شرکتهایی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان دارد.
بر اساس برآوردها، حدود ۸۰ درصد تولید اسلب کشور در اختیار فولاد مبارکه و زیرمجموعههای آن قرار دارد. همچنین سهم این مجموعه در تولید ورق گرم نیز حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد برآورد میشود. به همین دلیل، هرگونه اختلال در تولید این شرکتها میتواند زنجیره فولاد کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
تحلیلها نشان میدهد در بخش کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی مازاد تولید وجود دارد، اما در بخش شمش و ورق، بازار با کسری مواجه شده است. اگرچه هنوز اطلاعات رسمی در این زمینه منتشر نشده است اما بر اساس گمانهزنیها برآورد میشود کسری ورق فولادی به حدود ۵.۷ میلیون تن برسد؛ موضوعی که احتمال واردات را افزایش داده است.
این کسری نسبتا قابلتوجه باعث رشد محسوس قیمت محصولات فولادی در بورس کالا شده است. قیمت شمش فولادی از میانگین حدود ۳۶ میلیون تومان به بیش از ۵۰ میلیون تومان رسیده و برخی معاملات حتی در سطوح بالاتر انجام شدهاند. در بخش ورق گالوانیزه نیز قیمتها از محدوده ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان تا بیش از ۱۲۰ میلیون تومان افزایش یافته است.
شرایط صنایع بالادست و پاییندست زنجیره فولاد
یکی از نکات مهم در شرایط فعلی، تفاوت وضعیت بخشهای مختلف زنجیره فولاد است. در حالی که صنایع بالادستی مانند تولیدکنندگان کنسانتره و گندله با مازاد عرضه مواجهاند، بخش پاییندستی و تولیدکنندگان ورق و محصولات نهایی از رشد قیمتها منتفع شدهاند.
به همین دلیل، شرکتهای فعال در حوزه نورد، تولید ورق، لوله و پروفیل، در کوتاهمدت با بهبود حاشیه سود مواجه شدهاند. در مقابل، شرکتهای بالادستی ممکن است با کاهش تقاضا و فشار بر فروش روبهرو شوند؛ بهویژه اگر محدودیتهای صادراتی ادامه پیدا کند.
همچنین صنایع مصرفکننده فولاد، از جمله خودروسازی و لوازم خانگی، با افزایش هزینه مواد اولیه مواجه شدهاند. صنعت خودرو به دلیل وابستگی بالا به ورق فولادی، یکی از اصلیترین صنایع آسیبپذیر در این شرایط محسوب میشود. تولیدکنندگان لوازم خانگی نیز احتمالاً با افزایش بهای تمامشده و فشار بر حاشیه سود مواجه خواهند شد.
اهمیت سناریوهای مختلف در تحلیل صنایع
فعالان بازار سرمایه معتقدند در شرایط فعلی، مهمترین مسئله برای تحلیل صنایع، توجه به سناریوهای مختلف است. هنوز اطلاعات دقیقی از میزان آسیب واحدهای تولیدی منتشر نشده و بسیاری از شرکتها نیز شفافسازی کاملی ارائه نکردهاند.
به همین دلیل، تحلیلگران ناچارند سناریوهای متفاوتی را در نظر بگیرند؛ از بازگشت سریع واحدها به مدار تولید تا ادامه اختلال و افزایش واردات. هر یک از این سناریوها میتواند پیامدهای متفاوتی برای سودآوری شرکتها، قیمت محصولات و وضعیت صنایع وابسته داشته باشد.
در کنار این موضوع، رشد نرخ ارز و افزایش قیمت محصولات در بورس کالا، باعث شده برخی شرکتهایی که همچنان امکان تولید دارند، از شرایط فعلی منتفع شوند. از این رو، ارزیابی دقیق موجودی انبار، ظرفیت تولید و جایگاه هر شرکت در زنجیره اهمیت ویژهای پیدا کرده است.