مالی رفتاری (Behavioral Finance) چیست؟
مالی رفتاری به کاربرد روانشناسی در مباحث مالی میپردازد و با بررسی رفتار سرمایهگذاران تاثیرات این رفتارها را بر بازارهای مالی مورد بررسی قرار میدهد. این حوزه در دهههای اخیر در پاسخ به کاستیهای نظریه مدرن مالی در توضیح رفتارهای مشاهده شده در سرمایهگذاران و بازارهای مالی پدید آمده است.
دسترسی سریعتر به مطالب
مفهوم مالی رفتاری
دانش مالی رفتاری شاخهای از اقتصاد است که به بررسی تأثیر احساسات و سوگیریهای شناختی بر تصمیمهای مالی افراد میپردازد. واقعیت این است که سرمایهگذاران همیشه بر پایه منطق عمل نمیکنند. ترس، طمع یا برداشتهای متفاوت میتواند مسیر بازار را تغییر دهد. به عنوان نمونه، برخی از سرمایهگذاران سهمی را با تصور رسیدن به سقف قیمتی میفروشند، در حالیکه برخی دیگر همان سهم را با امید رشد بیشتر خریداری میکنند. این تفاوت رفتارها نشان میدهد روانشناسی سرمایهگذاران نقشی اساسی در شکلگیری روند بازار دارد و ترکیب آن با تحلیلهای اقتصادی، تصویر دقیقتری از آینده ترسیم میکند.
با این وجود برخی منتقدان این دانش را فاقد چارچوب نظری منسجم میدانند و به تناقضهایی مانند معرفی همزمان واکنش بیش از حد و کمتر از حد در میان سوگیریها اشاره میکنند. با این حال، مالی رفتاری همچنان ابزاری ارزشمند برای درک بهتر رفتار بازار و تصمیمهای سرمایهگذاران محسوب میشود.
تاریخچه مالی رفتاری
تاریخچه دانش مالی رفتاری نشان میدهد که در ابتدا اقتصاددانان سنتی، رفتار سرمایهگذاران را کاملاً منطقی و مستقل از روانشناسی میدانستند، اما با گذر زمان مشخص شد تصمیمهای مالی انسانها آمیخته با تعصبات و محدودیتهای ذهنی است. هرچند برخی ریشه این دانش را به قرن هفدهم و نظریه دست نامرئی آدام اسمیت نسبت میدهند اما آغاز آن به سال ۱۹۱۲ و انتشار کتاب روانشناسی بازار سهام بازمیگردد. نقطه عطف این حوزه در سال ۱۹۷۹ با نظریه دورنمای کانمن و تورسکی بود که نشان داد سرمایهگذاران بهجای تصمیمهای منطقی، بیشتر بر اساس ذهنیت عمل میکنند. سپس ریچارد تیلر با معرفی مفهوم «حسابداری ذهنی» و آثار بعدی خود، پایههای این دانش را تقویت کرد و سرانجام در سال ۲۰۱۷ برای پژوهشهایش جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
مهمترین سوگیریهای رفتاری در بازارهای مالی
زیانگریزی (Loss Aversion)
در بسیاری از مدلهای مالی فرض بر این است که افراد ریسکگریز هستند. ریسکگریزی به این معناست که افراد تنها در صورتی حاضر به پذیرش ریسک میشوند که پاداش متناسبی دریافت کنند. در مدلهای مالی ریسکگریزی معمولاً به صورت متقارن وجود دارد، یعنی هم در مورد کسب سود و هم در مورد تحمل زیان. درحالیکه نظریههای مالی رفتاری بر این باورند که ریسکگریزی در حال سود و زیان با یکدیگر متفاوت است. بهطور خاص افراد به یک زیان مشخص وزن بسیار بیشتری نسبت به سود مشابه میدهند.
یکی از پدیدههای متداول این است که افراد سهام سودآور خود را خیلی زود میفروشند و سهام زیانده را برای مدتهای طولانی در سبد خود نگه میدارند. این پدیده را نمیتوان صرفاً با استفاده از ریسکگریزی توضیح داد. در واقع افراد برای سهام زیانده رفتار ریسکجویانه از خود بروز میدهند و ریسک نگهداری سهم را در مقابل پذیرش زیان کسب شده و فروش سهم ترجیح میدهند.
اعتماد بهنفس بیش از حد (Over Confidence)
اعتماد به نفس بیش از حد یا فرا اعتمادی بیان میکند که افراد همواره تواناییهای خود را در پیشبینی بازار و انتخاب سهام پربازده بیش از آنچه هست برآورد میکنند. این پدیده میتواند منجر به فاصله گرفتن سهام از ارزش ذاتی آن شود. بهعلاوه سرمایهگذاران را وادار به خرید و فروش بیش از اندازه سهام و پرداخت هزینههای اضافی کند.
تایید (Confirmation)
سرمایهگذاران پس از اتخاذ یک تصمیم مثلاً خرید یک سهم عمدتاً تمایل دارند اطلاعاتی دریافت کنند که تصمیم آنها را تایید میکنند و اطلاعاتی که تصمیم آنها را زیر سوال میبرد، نادیده میگیرند.
حسابداری ذهنی (Mental Accounting)
سرمایهگذاران به جای بررسی سبد سرمایه گذاری خود به سود و زیان تک تک داراییها بهصورت جداگانه توجه کرده و هر سرمایهگذاری را اصطلاحاً در یک حساب ذهنی مجزا نگهداری میکنند
نقد حوزه مالی رفتاری
موارد مشابه رفتاری متعدد دیگری در این حوزه شناسایی شدهاند و یکی از بحث برانگیزترین موضوعات مالی در دو دهه اخیر، ارتباط مالی رفتاری و سوگیریهای شناخته شده با کارایی بازارهاست. علیرغم رشد چشمگیر این حوزه طرفداران فرضیه کارایی بازارها انتقادات زیادی را بر این حوزه وارد کردهاند.
در انتها نیز باید گفت عمده تحقیقات مالی رفتاری متمرکز بر رفتار خرد و فردی بوده و چگونگی ارتباط این رفتار یا مشاهدات مربوط به رفتار جمعی سرمایهگذاران در بازارهای مالی کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است.
سوالات متداول
مالی رفتاری به کاربرد روانشناسی در مباحث مالی میپردازد. این حوزه با بررسی رفتار سرمایهگذاران تاثیرات این رفتارها را بر بازارهای مالی مورد بررسی قرار میدهد.
زیانگریزی، اعتماد بهنفس بیش از حد، تایید و حسابداری ذهنی.
در بسیاری از مدلهای مالی فرض بر این است که افراد ریسکگریز هستند. در مدلهای مالی ریسکگریزی معمولاً به صورت متقارن وجود دارد، یعنی هم در مورد کسب سود و هم در مورد تحمل زیان. درحالیکه نظریههای مالی رفتاری بر این باورند که ریسکگریزی در حال سود و زیان با یکدیگر متفاوت است. بهطور خاص افراد به یک زیان مشخص وزن بسیار بیشتری نسبت به سود مشابه میدهند.